تبليغاتX
جهنم و بهشت
 
 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

از پیامبر اکرم (ص) سوال شد : « در شب معراج خداوند با چه کلامی با تو سخن فرمود ؟ »
حضرت فرمود : « با زبان و کلام علی بن ابیطالب (ع) »
پیامبر در ادامه فرمود : « من با شگفتی عرض کردم : پروردگارا ! تو با من حرف می زنی یا علی؟ »
خداوند فرمود : « ای احمد ! هیچ موجودی به من شباهت ندارد و من با اشیاء توصیف نمی شوم. من ترا از نور خود آفریدم و علی را از نور تو . از زوایای قلب تو مطلع گشتم و محبوبتر از علی بن ابیطالب را در آن نیافتم ٬ به این جهت با لحن کلام علی با تو سخن گفتم تا قلبت آرام گیرد. »۱

۱) تفسیر صافی

 

امام علی (ع) : میان شما و موعظه پرده ای است از غرور و غفلت . ( حکمت ۲۸۲ )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:1  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

امام سجاد (ع) هر جمعه در مسجد پیامبر (ص) مردم را با این کلمات موعظه می کرد :
ای مردم ! خدا ترس باشید ! بازگشت شما به سوی اوست ٬ هرکس اینجا کار نیکی کرده است ٬ آنجا پیش روی خود خواهد یافت و هرکس عمل بد انجام داده ٬ دوست دارد میان او و اعمال بدش فاصله ی زیادی بیفتد ٬ خداوند شما را می ترساند.
افسوس تو ٬ ای فرزند آدم که غافلی ! اما از تو غافل نیستند ٬ مرگ سریعتر از هر چیز به سویت می آید و تو را می جوید و به زودی تو را در خواهد یافت ٬ و آن هنگام اجلت فرارسیده و تنها به قبرت در آیی و فرشتگان سوال ٬ برای پرسش و امتحانی سخت نزد تو می آیند.
نخستین سوال  از آفریدگاری است که او را پرستش می کردی . و از پیامبری که برای هدایت تو آمده بود و از دینی که بدان پایبند بودی و از کتابی که می خواندی و از امامی  که پیرویش بودی و  از دستوراتش اطاعت می نمودی.
آنگاه از عمرت می پرسند که در چه راه مصرف کردی و از مال و ثروتت می پرسند که از کجا آوردی و در چه راه خرج کردی ... پس در خود بنگر و پیش از پرسش آماده ی پاسخ باش!
اگر ایمان داری ٬ خداترس و دین شناسی ٬ و از پیشوایان راستگو پیروی می کنی و دوستار دوستان خدایی ٬ نگران مباش خداوند زبانت را به حق گویا خواهد کرد و تو را به بهشت و رضای خویش بشارت خواهد داد و فرشتگان با نعمتهای فراوان به استقبال تو خواهند آمد ٬ و گرنه زبانت بند آمده و از عهده ی پاسخ بر نخواهی آمد و تو را به آتش وعده خواهد داد و فرشتگان با آب جوشان و آتش سوزان از تو پذیرایی خواهند کرد.۱

۱) بحار ٬ ج۶ ٬ ص ۲۲۳

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 8:56  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

در روایت است مردی از پیامبر اکرم (ص) سوال می کند : آیا شما گمان می کنید که بهشتیان می خورند و می آشامند ؟
حضرت می فرماید : بله ٬ قسم به خدا هر فردی در بهشت قوه و قدرت صد مرد را دارد و به اندازه صد نفر غذا می خورد و نوشیدنی می نوشد .
بعد او سوال می کند : بهشت که جای پاک و پاکیزه است و جای کثافات و آلودگی نیست ٬ پس اینها پس از این همه خوردن و نوشیدن احتیاج به دستشویی پیدا کنند چیکار می کنند ؟
حضرت می فرماید : آنچه را که خورده اید به صورت عرق خوشبو که بوی مشک و عنبر می دهد ٬ از بدنشان خارج می گردد ( و دیگر احتیاج به دستشویی ندارد . )۱
در روایت دیگری است که یک نصرانی از امام باقر (ع) سوال کرد : چگونه است که اهل بهشت غذا و میوه و نوشیدنی می خورند اما تغوّط نمی کنند و به دستشویی نمی روند ؟ در دنیا مثالی برای من بزن.
حضرت در پاسخ فرمودند : جنین در شکم مادرش از غذایی که مادرش می خورد او نیز می خورد اما در عین حال تغوّط نیز نمی کند و دستشویی ندارد.۲

۱) بحار ٬ ج۸ ٬ ص۱۴۹ ٬ به نقل از تنبیه الخاطر.
۲) بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۲۲.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 11:42  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

به شما پیشنهاد می کنم که این مطلب را بخوانید ٬ من که خودم به شخصه خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.

مرحوم آیت الله العظمی حاج سید جمال الدین گلپایگانی می فرمود : من در دوران جوانی که در اصفهان بودم نزد دو استاد بزرگ مرحوم آخوند کاشی و جهانگیر خان قشقایی درس اخلاق و سیر و سلوک می آموختم و آنها مربی من بودند . به من دستور داده بودند که شبهای پنجشنبه و شبهای جمعه در بیرون اصفهان به قبرستان تخت فولاد بروم و قدری در عالم مرگ و ارواح تفکر کنم . عادت من این بود که شبهای پنجشنبه و جمعه به قبرستان تخت فولاد می رفتم و یکی دو ساعت در بین قبرها و در مقبره ها حرکت می کردم و تفکر می نمودم و بعد از آن چند ساعتی استراحت نموده ٬ و سپس برای نماز شب و مناجات بر می خواستم و نماز صبح را می خواندم و پس از آن به اصفهان بر می گشتم . آیت الله گلپایگانی می فرمود : شبی از شبهای زمستان که هواسرد بود و برف هم می آمد .من برای تفکر در ارواح و ساکنان وادی آن عالم از اصفهان حرکت کردم و به تخت فولاد آمدم و در یکی از حجرات رفتم .و خواستم دستمال خود را باز کرده چند لقمه ای غذا بخورم و بعد بخوابم تا حدود نیمه شب بیدار و مشغول کارها و دستورات خود از عبادت گردم ٬ در این حال مقبره را زدند تا جنازه ای را که از بستگان صاحبان مقبره بود و از اصفهان آورده بودند ٬ آنجا بگذارند و شخص قاری قرآن که متصدی مقبره بود مشغول تلاوت شد تا آنها صبح بیایند و جنازه را دفن نمایند. آن جماعت جنازه را گذاردند و رفتند و قاری قرآن هم مشغول تلاوت شد . من همین که دستمال را باز کرده و می خواستم مشغول خوردن غذا شوم ٬ دیدم که ملائکه عذاب آمدند و مشغول عذاب کردن آن مرده شدند.
عین عبارت آن عالم ربانی این است که : چنان گرزهای آتشین بر سر او می زدند که آتش به سوی آسمان زبانه می کشید ٬ و فریادهایی از این مرده بر می خواست که گویی تمام این قبرستان عظیم را را متزلزل می کرد . نمی دانم اهل چه معصیت بود ؟ از حاکمان جائر و ظالم بود که این طور مستحق عذاب بود ؟ و ابدا قاری قرآن اطلاعی نداشت ٬ آرام بر سر جنازه نشسته و به تلاوت اشتغال داشت . من از مشاهده ی این منظره از حال رفتم ٬ بدنم می لرزید ٬ رنگم پرید و هر چه به قاری قرآن اشاره می کردم که در را باز کن من می خواهم بیرون بروم ٬ او نمی فهمید ٬ هر چه می خواستم به او بگویم زبانم قفل شده بود و حرکت نمی کرد . بالاخره به او فهماندم که چفت در را باز کن ٬ من می خواهم بروم. گفت : آقا هوا سرد است ُ برف روی زمین را پوشانیده و در راه گرگ است تو را می درد. هرچه می خواستم به او بفهمانم که من طاقت ماندن ندارم ٬ او ادراک نمی کرد . به ناچار خود را به در اتاق کشاندم ٬ در را باز کردم و خارج شدم . و تا اصفهان با آنکه مسافت زیادی نیست بسیار به سختی رفتم و چندین بار به زمین خوردم ٬ رفتم در حجره و یک هفته مریض بودم . مرحوم آخوند کاشی و جهانگیر خان می آمدند حجره و عیادت می کردند و به من دوا می دادند . جهانگیر خان برای من کباب باد می زد و به زور به حلق من فرو می برد تا کم کم قدری قوت گرفتم .۱

دوستان عزیز این حالت آقای گلپایگانی را مکاشفه می گویند که خداوند به خاطر لطفی که به ایشان داشتند چشمان برزخی ایشان را باز کرد تا توانست این صحنه ها را ببیند.

۱) جمال عرفان ٬ ص ۶۹ ٬ به نقل از معاد شناسی ٬ ج۱ ٬ ص ۱۴۲.    -   در محضر لاهوتیان ٬ ص۱۵۶

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 22:22  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

رسول اکرم (ص) می فرماید : « در بهشت درختی است که از آن اسبهای ابلق ( سیاه و سفید ) با دو بال و با زینهایی از یاقوت بیرون می آیند . اولیای خدا بر آنها سوار می شوند و به هر جای بهشت بخواهند به پرواز در می آیند . اهل بهشت از خدا می پرسند : خدایا ! این بندگان تو چگونه به این مقام و جایگاه رسیده اند که ما از آن محروم هستیم ؟ جواب می شنوند :
آنها کسانی هستند که در دنیا شبها از بستر خواب بیرون می آمدند و به نماز و راز و نیاز مشغول بودند ٬ در حالی که شما در خواب بودید ٬ و روزها که شما می خوردید و می نوشیدید ٬ آنها روزه می گرفتند و همیشه از ترس و شوق من می گریستند. »۱

۱) صائمان صالح ٬ ص ۱۱۹.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 16:27  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

در روایتی در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است که :
امام صادق (ع) فرموده : از حیوانات دنیایی در بهشت تنها چند حیوان خواهد بود:
۱) الاغ بلعم بن باعور ( مشهور به بلعم باعورا )
۲) ناقه حضرت صالح
۳)گرگ حضرت یوسف
۴) سگ اصحاب کهف.۱
بعضی هم گفته اند : گوسفند قربانی هابیل و گوسفند قربانی حضرت ابراهیم (ع) که به جای حضرت اسماعیل ذبح کرد وارد بهشت خواهند شد و احتمالا حیوانات دیگری هم باشند.

۱) تفسیر علی بن ابراهیم ٬ ص ۳۹۴    -     بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۹۵

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 16:15  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

« فَالَّذینَ کَفَروا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابُ مِنْ نارٍ »۱
« وَ تَرَی الْمُجْرِمینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنینَ فِی الْاَصْفادِ سَرابیلُهُمْ مِنْ قطِرانٍ وَ تَغْشی وُجوهُهُمُ النّارُ »۲

« کسانی که کافر شدند لباسهایی از آتش برای آنها بریده می شود . و در روز قیامت مجرمان را باهم در غل و زنجیر می بینی که لباسهایشان از ماده چسبنده بدبوی اشتعال زاست و صورتهایشان را آتش می پوشاند . »
« قطران » نوعی ماده سیاه رنگ قابل اشتعال است ٬ چیزی شبیه مخلوطی از قیر و بنزین که خیلی هم بدبو و بدمنظر است و در آتش دوزخ سریعا آتش می گیرد و شعله ور می شود .
لباس اهل جهنم یا قطعه هایی از مس و آهن گداخته و سرخ شده است و یا قطران است.
امام باقر (ع) می فرماید : « به اهل جهنم هفتاد جامه از آتش می پوشانند و کلاهی از آتش بر سرشان می گذارند.
جبرئیل هم به پیامبر اکرم (ص) عرض کرد که : اگر یکی از پیراهن و سرابیل اهل جهنم بین زمین و آسمان آویزان شود ٬ تمام اهل زمین از بوی بد و حرارت آن می میرند .پیامبر اکرم (ص) با شنیدن این حرف گریه کرد.۳ 

۱) حج/۱۹      ۲) ابراهیم / ۵۰ -۴۹
۳) اقتباس از بحار ٬ ج۸ ٬ باب النار

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 15:46  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

علامه سید محمد حسین طباطبایی صاحب تفسیر المیزان نقل کرده که : استاد ما عارف برجسته « حاج میرزا علی آقا قاضی » می گفت :
در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما ٬ مادر یکی از دخترهای افَنْدِی ها ( سنّی های دولت عثمانی ) فوت کرد.
این دختر در مرگ مادر ٬ بسیار ضجّه و گریه می کرد ٬ و جداً ناراحت بود ٬ و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادرش آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه ی حاضران به گریه افتادند .
هنگامی که جنازه ی مادر را در میان قبر گذاشتند ٬ دختر فریاد می زد : من از مادرم جدا نمی شوم ٬ هر چه می خواستند او را آرام کنند ٬ مفید واقع نشد ٬ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند ٬ ممکن است جانش به خطر بیفتد ٬ سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند ٬ و دختر هم پهلوی مادر در قبر بماند ٬ ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند ٬ و فقط روی قبر را با تخته ای بپوشانند ٬ و دریچه ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید. دختر در شب اول قبر ٬ کنار مادر خوابید ٬ فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند به سر دختر چه آمده است ٬ دیدند تمام موهای سرش سفید شده است.
پرسیدند : چرا اینطور شده ای ؟
در پاسخ گفت : شب کنار جنازه ی مادرم در قبر خوابیدم ٬ ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و یک شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد ٬ آن دو فرشته مشغول سوال از عقاید مادرم شدند و او جواب می داد ٬ سوال از توحید نمودند ٬ جواب درست داد ٬ سوال از نبوت نمودند ٬ جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله (ص) است .
تا اینکه پرسیدند : امام تو کیست ؟
آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت :« من امام او نیستم » ( آن مرد محترم ٬ امام علی (ع) بود . )
در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می کشید.
من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.
مرحوم قاضی می فرمود : چون تمام طایفه ی آن دختر ٬ در مذهب اهل تسنّن بودند ٬ تحت تاثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند ( زیرا این واقعه با مذهب تشیَع ٬ تطبیق می کرد ) و خود آن دختر ٬ جلوتر از آنها به مذهب تشیّع ٬ اعتقاد پیدا کرد. ۱ 

۱) معادشناسی علامه محمد حسین تهرانی ٬ ج۳ ٬ ص۱۱۰ -  داستان دوستان ٬ ج۵ ٬ ص ۲۱۷ 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 13:45  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

صداها و نغمه های خوش ٬ جیزی است که با روح و فطرت انسان سازگار است ٬ منتهی اسلام جلو ساز و آوازهای مطرب و حرام را که انسان را حالی به حالی می کند گرفته . نغمه ها و آوازهای غیر مطرب که هم با ساختمان وجودی بشر سازگار است و هم با دستورات اسلام ٬ نه تنها حرام نیست بلکه مستحب نیز می باشد . مثلا تاکید شده است که قرائت قرآن با صوت حسن و زیبا باشد . یا کسی اذان بگوید که صدایش نیکو است . در بهشت نیز نغمه های خوش فراوان است ٬ مثلا شاخه های درختها چنان منظم به هم می خورند و صداهای خوش تولید می کنند که روح را صفا می دهد . و پرندگان بهشتی در کنار چشمه سارها و باغها و درختان و نهرهای بهشتی چنان با الحان خوش می خوانند که با توجه به محیط مناسب و صدای آبشارها و جویبارها چنان فضایی ایجاد می شود که روح انسان مدهوش می شود .
امام رضا (ع) : می فرماید : « بر روی درختان پر میوه بهشتی مرغان آواز خوانی هستند که بدن ایشان از مروارید است و بالهایشان از یاقوت ٬ این مرغان آواز خوان با انواع و اقسام صداهای خوش و دلکش برای بهشتیان آواز می خوانند و نغمه سرایی می کنند. »
همچنین امام صادق (ع) می فرماید : « در بهشت درختی است که خداوند به بادها دستور می دهد که بر آن درخت بوزند ٬ آنگاه از آن درخت آوازی بلند می شود که هرگز خلایق ٬ ساز و آوازی به خوشی و خوبی آن نشنیده باشند . » سپس فرمودند : « این در عوض آن است که پرهیزگاران در دنیا از ترس خدا شنیدن غنا و موسیقی مطرب را ترک کردند . »۱
پیامبر اکرم (ص) می فرماید : هر بنده ای که وارد بهشت می شود دو تا حورالعین بالای سرش می نشینند و دو تا هم پایین پایش و با صورت زیبا برای او غنا و موسیقی و ساز و آواز می زنند و می خوانند که البته با ساز شیطانی نیست بلکه با تمجید و تقدیس رحمانی است و صدای ساز و آواز آنان را تمام جن و انس می شنوند.
همچنین در روایت بعدی آمده که : پیامبر اکرم (ص) برای مردم صحبت می کرد و از نعمتها و زنان بهشتی می گفت ٬ یک بادیه نشین که در بین جمع حاضر بود روی دو زانو نشست و عرض کرد : ای رسول خدا ! آیا در بهشت غنا و موسیقی هم هست ؟ حضرت فرمود : بلی ای اعرابی ٬ در بهشت نهری است که در اطراف آن دختران سفید و زیبا و خوشگلی هستند که با صدای زیبا و دلکش مشغول نغمه سرایی و آواز خوانی هستند که همانند آن را هرگز خلایق تا آن موقع نشنیده اند ٬ و این بهترین نعمت بهشتی است.
و در روایت بعدی آمده است که : در بهشت درختانی است که بر آنها زنگهایی از نقره بسته اند که هرگاه دل اهل بهشت ٬ غنا و موسیقی بخواهد خداوند ٬ از زیر عرش ٬ بادهایی بر آن زنگها می وزد و آنها به صدا در می آیند و چنان صدای خوش و آواز قشنگی از آنها بر می خیزد که اگر اهل دنیا آن صداها و ساز و آواز شادی بخش را بشنوند از خوشحالی زیاد قالب تهی خواهند کرد .
در روایت بعدی آمده که : پیامبر اکرم (ص) در مورد درجات و نهرها و مقامات بهشتی صحبت می کرد ٬ فردی بلند شد و عرض کرد : یا رسول الله ! من صوت حسن و آوازهای خوش را دوست دارم آیا در بهشت آواز خوش هم برای من است ؟ حضرت فرمود : آری قسم به خداوندی که جانم در دست اوست ٬ در بهشت درختی است که خداوند به آن دستور می دهد بر گوش بندگان من که در دنیا مشغول عبادت و ذکر و یاد من بودند از صداهای خوش و ساز و آوازت برسان . آن درخن نیز چنان با صدای بلند می خواند و می نوازد که خلایق مثل آن را قبل از آن هرگز نشنیده اند و صدای ساز و آواز آن درخت ٬ تسبیح خداوند است.۲
همچنین پیامبر اکرم (ص) فرمودند : به هر بهشتی تعداد زیادی از زنان بهشتی و حورالعین می دهند ٬ هر ساعت که نوبت هر یک از آنان باشد همه زنان پیش او جمع می شوند و با صدای زیبا و دلکش شروع به آواز خوانی می کنند که هیچ چیزی شیرین تر از آن نیست ٬ طوری که تمام موجودات بهشتی از آن صدای دلکش به اهتزاز در می آیند و خوشحال می شوند . آنان دسته جمعی چنین می خوانند :
نحن الخالدات فلا نموت ابدا
نحن الناعمات فلا نباس ابدا
نحن الراضیات فلا نسخط ابدا۳
یعنی : ما همیشه در بهشت هستیم و هرگز نخواهیم مرد . و خیلی نرم خو و لطیف و ملایم هستیم و هرگز غمگین و محزون و ناراحت نمی شویم . وما همیشه راضی و خوشنود هستیم و هرگز غیظ و غضب نمی کنیم.
زنان و حوریان بهشتی با این اشعار پر معنی مشغول ترانه خوانی و نغمه سرایی می شوند و خوشحالی شوهران بهشتی خویش را صد چندان می کنند.
و در روایت دیگری آمده که : زنان بهشتی دست یکدیگر را می گیرند و به طور دسته جمعی با صدای زیبا و دلربا شروع به خواندن می کنند. حورالعین ها اشعاری که قبلا ذکر شد می خواندند ٬ غیر حورالعین ها و زنان دنیایی نیز چنین می خوانند:
نحن المصلیات و ما صلیتین
نحن الصائمات و ما صمتنّ
نحن المتوضیات و ما توضیتنّ
نحن المتصدقات و ما تصدقتنّ
فغلبنهن و الله ۴
یعنی : ما در دنیا نماز خواندیم امل حورالعین ها نماز نخواندند . ما روزه گرفتیم ٬ آن ها روزه نگرفتند . ما وضو گرفتیم ٬ آنها وضو نگرفتند . ما صدقه دادیم ٬ آنها صدقه ندادند ٬ پس به خدا ما بر آنها غلبه کردیم و پیروز گشتیم .
همچنین در روایت دیگری آمده که :
در بهشت نهری است که دختران بهشتی دور تا دور آن نهر را گرفته اند ٬ خداوند به ایشان دستور می دهد که تمجید و تسبیح و تحمید مرا به گوش بندگانم برسانید . آنان نیز با صدای بلند و با لحن و آواز خوش شروع به آواز خوانی می کنند که خلائق هرگز همانند آن را نشنیده اند و اهل بهشت همه شان با شنیدن آن آواز ٬ بسیار خوشحال و شاد و مسرور می گردند.۵

۱)کفایة الموحدین ٬ ج۴ ٬ ص۳۸۱.
۲)بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۹۶.                       ۳) بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۹۸ .
۴) بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۰۷.                      ۵) همان ٬ ص ۲۱۴.

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 12:48  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

وقتی میت در قبر گذاشته می شود و همه می روند مَلَکی ظاهر می شود به نام «رومان» یا «فتّان القبور» بعضی هم اسم او را «رومان فتّان» گفته اند . به هر حال این ملک قبل از نکیر و مکر در نزد میّت حاضر می شود و کارش این است که ببیند اعمال میت چه صورت و وضیعتی دارد آیا از اهل سعادت است یا شقاوت . عبدالله بن سلام می گوید : از رسول خدا (ص) در مورد رومان سوال کردم فرمود : او ملکی است قبل از نکیر و منکر وارد می شود و به میت می گوید : تمام کارها و اعمالی که در دنیا انجام داده ای را بشمار . او می گوید : من یادم نیست . رومان می گوید : من یادم است می گویم تو بنویس . می گوید : با چی بنویسم و بر چی بنویسم ؟ می گوید : با انگشتت به عنوان قلم و با آب دهنت به عنوان مرکب و بر کفنت به عنوان کاغذ بنویس . او ابتدا اعمال خوب خویش را می نویسد بعد نوبت اعمال بد می رسد ٬ خجالت می کشد بنویسد. رومان می گوید : ای خطاکار ! در دنیا وقتی آن اعمال زشت و قبیح را انجام می دادی از خدا خجالت نمی کشیدی ٬ حالا خجالت می کشی ؟ ! رومان گرز را بر می دارد او را بزند . می گوید : مهلت بده تا بنویسم. همه گناهان و خطاهایش را هم می نویسد . رومان می گوید : حالا مهر کن . می گوید : من که مهر ندارم؟ می گوید : با انگشتت مهر کن سپس به گردنت بنداز و تا روز قیامت این اعمالت در گردنت خواهد ماند که خداوند در قرآن فرمود :
« وَ کُلَّ اِنْسانٍ اَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فی عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ کِتاباً یَلْقاهُ مَنْشوُراً » ( اسراء/۱۳ و ۱۴ ) 
یعنی : « و کارنامه ی هر انسانی را به گردنش آویخته ایم ٬ و روز قیامت برای او نامه ای که آن را گشوده می بیند بیرون می آوریم. »
شاهد این روایت ٬ جریان آن مرده ای است که حضرت سلمان در آخر عمرش با همراهان به قبرستان رفت و مرده ای را صدا زد و سوالاتی از او کرد او هم جریان رومان را بیان کرد که ما مشروح جریان سلمان با آن مرده را در مطالب قبل نوشتیم .
در هر صورت رومان فتان القبور بعد از شناسایی او پیش نکیر و منکر می رود و گزارش می دهد تا نکیر و منکر با توجه به اعمال او با صورت نیکو یا زشت وارد شوند.۱

۱) کفایة الموحدین ٬ ج۴ ٬ ص ۲۳۱.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 13:12  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود « وقتی که جنازه ی انسان را دفن می کنند ٬ دو فرشته به نام نکیر و منکر ٬ نزد او می آیند ٬ که صدایشان مانند رعد غرنده ٬ و چشمهایشان مانند برق خیره کننده است ٬ که زمین را با نیش های خود می شکافند ٬ و پاهای خود را با موهای خود به شدت بر زمین می کوبند و به سوی مرده می آیند.۱
و در روایت دیگر آمده که :
« نکیر و منکر با غیظ و غضب وارد قبر می شوند و با صدایشان چنان بلند و ترسناک است که همچون صدای غرش رعد است . و چشمهایشان همچون نور رعد و برق می درخشد . و چنان صیحه ای بر میت می زنند که موهای بدنش سیخ سیخ می شود . او را بلند می کنند و می نشانند بعد شروع می کنند به سوال کردن ٬ که مرده وقتی این افراد و این حالت ها را می بیند لال می شود .۲
البته چگونگی برخورد آنها با میت ٬ بر اساس ایمان و انحراف او است ٬ و چهره ی آنها در برخورد با مومن خالص ٬ با چهره ی آنها در برخورد با کافر خالص ٬ تفاوت دارد ٬ چنان که ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسید : « آیا این دو فرشته بر مومن و کافر ٬ به یک صورت ٬ وارد می شوند ؟»
امام صادق (ع) فرمود : « نه »۳

۱) فروع کافی ٬ ج۳ ٬ ص ۲۳۸ و ۲۳۶.
۲) بحار ٬ ج۶ ٬ باب احوال القبر و البرزخ.
۳) فروع کافی ٬ ج۳ ٬ ص ۲۳۸.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 11:53  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

مرحوم دستغیب شیرازی در سرای دیگر فرموده : مراد از « وَ ظِلٍّ مَمْدودٍ » ( سایه گسترده و کشیده شده ) سایه عرش الهی و لطف خداوندی است ٬ یعنی همه بهشتیان ٬ در سایه لطف خداوند قرار می گیرند و از رحمت و نعمت و رافت الهی بهره مند می گردند .
بعد فرموده : هفت طایفه در زیر سایه لطف الهی هستند :
۱- کسی که نمازش را در مسجد می خواند و وقتی که از مسجد بیرون می رود دلش در مسجد است تا وقت نماز بعدی شود و وارد مسجد گردد.
۲- کسی که شهوت حرامی برایش پیش آید اما از ترس خدا آن را ترک کند .
۳- کسی که پنهانی صدقه بدهد ٬ طوری که غیر از خدا احدی نفهمد .
۴- کسی که به یاد گناهانش بیفتد و بترسد و بلرزد و از چشمانش اشک جاری شود .
۵- امام و پیشوای عادل که برای رضای خدا مومنان را راهنمایی کند.
۶- جوانی که جوانی خود را در عبادت و اطاعت خداوند صرف کند.
۷- دو نفری که همدیگر را برای خدا دوست بدارند و از هم جدا بودنشان در فرمان برداری از خدا باشد.۱

۱) سرای دیگر ٬ ص ۲۰۵.
لازم به ذکر است که : در قرآن چندین آیه دیگر مربوط به سایه است که حالتهای مختلف آن را بیان می کند از جمله سجده آن برای خدا که چون در مورد بهشت نیست ما نیاورده ایم اما آدرس بخشی از آنها را در اینجا بیان می کنیم.
بقره: ۵۷ ٬ ۲۱۰ /اعراف :  ۱۶ ٬ ۱۷ / رعد : ۱۵ / نحل : ۴۸ ٬ ۸۱/فرقان : ۴۵ / فاطر : ۲۱.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 10:56  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

رئیس فرشتگان بهشتی ٬ رضوان خازن و اختیاردار بهشت است که فرشته ای زیبا ٬ خوشرو ٬ خوش اخلاف و خنده رو است که خداوند او را از جمال خویش خلق کرده است و کاملا نقطه مقابل خازن جهنم است که بسیار بد اخلاق ٬ زشت ٬ سیاه چهره ٬ ترسناک و وحشتناک است .
هرکس وارد بهشت شود باید با اطلاع و اجازه رضوان ٬ خازن بهشت باشد مگر گروهی که خداوند را مخفیانه عبادت کرده اند که در روایت است : در روز قیامت ٬ رضوان خازن بهشت گروهی می بیند که بدون اطلاع او و بدون آمدن پیش او وارد بهشت شده اند ٬ به ایشان می گوید : شماها چه کسانی هستید و از کجا وارد بهشت شدید؟
آنان در جواب می گویند : ما گروهی هستیم که خداوند را مخفیانه عبادت و پرستش کردیم ٬ خداوند نیز ما را مخفیانه و به طور سرّی وارد بهشت کرد.۱

۱) بحار ٬ ج ۸ ٬ ص ۱۴۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 19:18  توسط محمد | 
 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

حضرت هود (ع) در زمان پادشاهی شخصی به نام شداد ٬ زندگی می کرد و پیوسته او را دعوت به یکتاپرستی و ایمان آوردن به خدای یگانه می نمود.
روزی شداد گفت : اگر من ایمان بیاورم ٬ خدا به من چه خواهد داد ؟
هود در پاسخ گفت : جایگاه تو را در بهشت برین قرار می دهد و زندگی جاوید به تو خواهد بخشید .
شداد اوصاف بهشت را از هود پرسید . آن حضرت خصوصیاتی از بهشت را برایش بیان نمود . شداد گفت : این که چیزی نیست . من خودم می توانم بهشتی بهتر از آنچه تو گفتی ٬ تهیه نمایم !
به همین علت در صدد ساختن شهری برآمد که شبیه بهشت برین باشد.
یک نفر را پیش ضحاک تازی که خواهرزاده او بود فرستاد  - در آن زمان ضحاک بر مملکت جمشید ( ایران ) حکومت می کرد - و از او خواست که هر چه می تواند طلا و نقره فراهم سازد.
ضحاک بنا به دستور شداد ٬ هر چه توانست زر و زیور تهیه کرده و به شام فرستاد.
شداد به اطراف مملکت خویش نیز اشخاصی فرستاد و در تهیه طلا و نقره و جواهر و مشک و عنبر کوشش فراوان نمود و استادان و مهندسین ماهر برای ساختن شهر بهشتی آماده کرد و در اطراف شام ٬ محلی را که از نظر آب و هوا بی مانند بود انتخاب نمود . دستور داد که دیوار آن شهر را به بهترین اسلوب بساززند و در میان آن ٬ قصری از طلا و نقره به وجود آورند و دیوارهای آن را با جواهرات گوناگون بیارایند و در کف جویهای آن شهر ٬ به جای ریگ و سنگریزه ٬ جواهر بریزند . و درختهایی از طلا ساختند که بر شاخه های آن مشک و عنبر آویخته بود و هر وقت باد می وزید ٬ بوی خوشی از آن درختها در فضا منتشر می شد.
نوشته اند ٬ دوازده هزار کنگره از طلا که به یاقوت و جواهر آراسته بود ٬ بر گرد قصر او ساختند و پانصد سرهنگ داشت که برای هریک ٬ فراخور مقامش ٬ در اطراف قصر ٬ کوشک بلند مناسب با آن قصر تهیه نمودند و زنان بسیاری را از اطراف جمع نموده و در بهشت مصنوعی خود جای داد و از هر نظر وسایل استراحت و خوشگذرانی را فراهم کرد.
در مدت پانصدسال هر چقدر سیم و زر و قدرت بود ٬ برای ایجاد آن شهر بکار برده شد . تا اینکه یه شداد خبر دادند بهشتی را که دستور داده بودید آماده است.
شداد در محلی به نام « حضرموت » به سر می برد ٬ پس از اطلاع با لشکری فراوان برای دیدن آن شهر حرکت کرد ٬ وقتی به یک منزلی شهر رسید ٬ آهویی به چشمش خورد که پاهایش از نقره و شاخهایش از طلا بود . از دیدن چنین آهویی در شگفت شد و اسب از پی آن تاخت تا از لشکر خود جدا گردید.
ناگاه در میان بیابان ٬ سواری مهیب و وحشت آور پیش او آمد و گفت : ای شداد ! خیال کردی با این عمارت که ساختی از مرگ محفوظ می مانی ؟!
از این سخن لرزه بر اندام شداد افتاد. پرسید که : تو کیستی ؟
جواب داد : من عزرائیل هستم.
پرسید : با من چه کار داری و در این بیابان چرا مزاحم من شده ای ؟!
عزرائیل گفت : برای گرفتن جان تو آمده ام !
شداد التماس کرد که مهلت بده تا فقط برای یکبار باغ و بستان خود را ببینم ٬ آنگاه هر چه می خواهی بکن!
عزرائیل در پاسخ گفت : به من این اجازه را نداده اند و در آن حال شداد از اسب در غلتید و روحش از قالب تن جدا شد . و تمام لشکر او نیز با بلایی آسمانی از میان رفتند و آرزوی دیدار بهشت را به گورستان بردند.۱

۱) مثل آباد ٬ ج۲ ٬ ص ۵۱.

بعضی از دوستان می پرسن مگه می شه شداد ۵۰۰ سال عمر کند؟
باید بگم که بله ٬ در زمانهای قدیم میانگین عمر مردم خیلی بالا بوده ٬ مصداق آن را در حضرت نوح (ع) دیدیم. چیز دیگری که می خواستم بگم اینه که من تمام این مطالب را از منابع معتبر می نویسم.
متشکرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 15:57  توسط محمد | 

 لا حول و لا قوة الا بالله  هو العلی العظیم و  صلی علی محمد و اله الطاهرین

با سلام موضوع امروز با موضوعات قبل کمی فرق دارد و به ماه پر فضیلت رمضان ربط دارد. این مطالب برگرفته از کتاب شهر قرآنی مبحث روزه از آقای محمد هادی طباطبائی از انتشارات مرکز آموزش سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران.

« یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنوُا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیام کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مَن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقون »
« ای کسانی که ایمان آورده اید ! روزه بر شما نوشته شده ٬ همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد ٬ تا پرهیزگار شوید ( بقره/ ۱۸۳ ) »

روزه اثبات عبودیت به درگاه معبود!
تو نیت می کنی و خود را برای مجاهده ای عظیم آماده می سازی ٬ روزه می گیری تا بیاموزی عشق یعنی چه؟
تو از علائق مادی می گذری و آرام و مطمئن ٬ به جلب رضایت او می اندیشی ...
و می دانی که فلسفه روزه چیست ٬ که نه تنها اجتناب از خوردن و آشامیدن است بلکه چندین شرط دارد برای خود.
تو روزه می گیری و چشم از خطا می پوشانی که نظر ٬ منزلگاه هواهای نفسانی است و فریب می دهد دل را ٬ و تو آن را مهار کرده ای ٬ که چشم روزه دار ٬ کشف می کند دنیای روحانی دیگری را و این تو را شادمان می سازد...
تو روزه می گیری و گوش از نا شنیدنی ها می بندی که گوش نا آگاه ٬ استراق حقیقت می کند و راهزن است ٬ و تو گوش خود را مجرای عبوری برای کلام حق قرار داده ای ٬ و دستت را از خطا باز می داری که دستت ٬ عامل به خطاست و تو آمرانه آن را از اشتباه حفظ می کنی ...
و قدمت را از پیمودن مسیر ضلال باز می داری که قدم روزه دار ٬ تنها در مسیر سعادت و رستگاری تا رسیدن به عشق حقیقی گام بر می دارد.
تو عاشقی ٬ رها از تعلق ٬
و بی حجاب به سوی معبودت گام بر می داری.
مراقب باش ٬ که روزه دار را در مسیر سلوک ٬ گردنه هایی است صعب العبور که گذشت از آنها ٬ تنها تقوی می طلبد و اراده ٬ یعنی که یقین کنی برای عبور از مسیر عزم خود جزم کنی تا بگذری ٬ به سوی عروج و رهایی ٬ که فلسفه روزه همین است ٬ کامل شدن.
پس دل از اندیشه اغیار خالی کن و جان به حلیت عشق حق ٬ متجلی ساز که رستگاری ٬ همین نزدیکی است و روزه ٬ پلی است برای رسیدن به این سعادت عظیم !
اسب همین زین کن و در میدان یقن ٬ یکه تاز باش تا یکتایی و یگانگی اش را درک کنی ...

پیامبر اکرم (ص) : « درهای آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد .»

ای در غرور نفس به سر برده روزگار 
                 برخیز٬ کـــــار کن که کنونست وقت کـــــــار
ای دوست ماه روزه رسید و تو خفته ای 
                 آخـــــر ز خواب غفلت دیرینه ســــــر بــــر آر
پنداشتی که چون بخوری روزه تو نیست 
                 بسیار چــــــــــیز است جز آن شرط روزه دار
هر عضو را بدان که به تحقیق روزه ای است
                 تا روزه تــو روزه بـــود نــــزد کـــــــــــــردگــــار
اول نگاه دار نظر ٬ تا رخ چو گل
                 در چشم تو نیفکند از عشق خویش خـــوار
دیگر ببند گوش زهر ناشنیدنی
                 کـــز گفت و گوی هرزه شود عقل تار و مـــار
دیگر زبان خویش که جای ثنای اوست
                 از غــــــــیبت و دروغ فـــــــروبند اســــــــــتوار
دیگر به وقت روزه گشادن مخور حرام
                 زیرا که خــــون خوری تو از آن به هـــــــزار بار
دیگر بسی مخست که در تنگنای گور 
                 چندانت خواب هست که آن هست در شمار
این است شرط روزه اگر کرد روزه ای
                 گـــر چه ز روی عقل یکی گفــــتم از هـــــــزار

عطار نیشابوری

 
امام علی (ع) : « روزه نفس از لذتهای دنیوی ٬ سودمندترین روزه هاست .»
امام صادق (ع) : « خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار ( غنی و فقیر ) مساوی گردند. »

اولین حکایت :
حضرت علی (ع) از پیامبر خدا (ص) نقل می کند که پیامبر فرموده : « هیچ مومنی نیست که ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگیرد ٬ مگر آنکه خدای تبارک و تعالی هفت خصلت را برای او واجب و لازم گرداند :
۱- هرچه حرام در پیکرش باشد محو و ذوب گرداند.
۲- به رحمت خدای عزوجل نزدیک می شود .
۳- (با روزه خویش ) خطای پدرش حضرت آدم را می پوشاند .
۴- خداوند لحظات جان کندن را بر وی آسان گرداند .
۵- از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان خواهد بود .
۶- خدای عزوجل از خوراکی های لذیذ بهشتی او را نصیب دهد.
۷- خدای عزوجل برائت و بیزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرماید. »

امام علی (ع) :« روزه پرهیز از حرام هاست ٬ همچنان که شخص از خوردنی و نوشیدنی پرهیز می کند .»

دومین حکایت :
ابونصیر و زراره روایت نموده اند که امام صادق (ع) فرمود : زکات فطره به طور حتم ٬ کامل کننده ی روزه است ٬ همان گونه که صلوات بر پیامبر اکرم (ص) - در حال تشهد - کامل کننده ی نماز است ٬ زیرا هر کس روزه بگیرد ولی زکات فطره را عمدا نپردازد روزه ای برایش نیست ٬ همان گونه که اگر در حال نماز صلوات بر پیامبر (ص) را ترک نماید٬ نمازی برای او به شمار نمی آید . ( در اهمیت پرداخت زکات فطره ٬ همین بس که ) خدای عزوجل زکات را بر نماز مقدم داشته ٬ در آنجا که می فرماید : «قَد اَفْلَحَ مَن تَزَکّی و ذَکَرَ اسمَ رَبّه فَصَلّی »

سومین حکایت :
شبلی گوید : در قافله ای به شام می رفتم . اعراب بیرون آمدند ٬ قافله را گرفتند و نزد سر دسته ی آنها که نشسته بود ٬ بردند و اموال قافله را بر او عرضه کردند . ظرفی را بیرون آوردند که در آن بادام و شکر بود و شروع کردند به خوردن ٬ جز امیر که هیچ نخورد . او را گفتم : چرا نمی خوری ؟ گفت : من روزه دارم ! گفنم : راهزنی می کنی و اموال مردم را می گیری و آن ها رو می کشی و روزه می گیری ؟ گفت : ای شیخ ! برای صلح جایی باقی بگذار ! پس از آن ٬ روزی او را در طواف دیدم و او مُحرم بود و چون خیکی خشکیده و پوسیده ٬ تکیده بود . او را گفتم : تو آن مردی ؟ گفت : آن روزه مرا به اینجا رسانید.

امام رضا (ع) :« کسی که در ماه رمضان آیه ای از کتاب خدا (قرآن) را بخواند ٬ مانند کسی است که در دیگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد. »

اقسام روزه :
۱- روزه های واجب : روزه ماه مبارک رمضان ٬ روزه قضا ٬ روزه کفاره ٬ روزه استیجاری ( روزه هایی که شخص مزد می گیرد و به نیابت از میت انجام می دهد ) ٬ روزه روز سوم ایام اعتکاف ٬ روزه بدل قربانی حج ( اگر حاجی نتواند قربانی کند ٬ باید به جای آن ٬ سه روز در حج و هفت روز پس از مراجعت از حج روزه بگیرد ) و روزه ای که به سبب نذر واجب است.
۲- روزه های حرام : روز عید فطر( روز اول ماه شوال) ٬ روز عید قربان ( روز دهم ماه ذی الحجه ) ٬ روزه نذر معصیت ٬ روزه ایان تشریق ( ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ ذی الحجه ) برای کسی که در منا است ٬ روزه سکوت ( روزه گرفتن با این نیت که با کسی سخن نگوید ) ٬ روزه وصال ( روزه گرفتن پی در پی بدون آنکه در بین آنها مبطلی انجام دهد ٬ با قصد وصال نه به طور اتفاقی ) ٬ روزه آخر شعبان به نیت اول رمضان ٬ روزه مستحبی فرزند که سبب اذیت پدر و مادر شود ٬ روزه مستحبی فرزند که پدر یا مادر او را از آن نهی کرده باشند ( به احتیاط واجب) و روزه مستحبی زن که شوهرش او را از آن نهی کرده باشد( به احتیاط واجب )
۳-روزه های مستحب : روزه گرفتن در تمام ایام سال به جز روزه های حرام و مکروه مستحب است ٬ ولی نسبت به  بعضی از روزهای تاکید و سفارش بیشتری شده که برخی از آنها بدین شرح است : هر پنجشنبه و جمعه ٬ اولین چهارشنبه بعد از دهه اول هر ماه ٬ روز مبعث ( ۲۷ ماه رجب ) ٬ عید غدیر ( ۱۸ ذی الحجه ) ٬ روز میلاد پیامبر اکرم (ص) ( ۱۷ ربیع الاول ) ٬ روز اول تا نهم ذی الحجه ٬ روز عرفه چنانچه روزه گرفتن سبب باز ماندن از دعاهای آن روز نشود ٬ روز اول و سوم محرم ٬ تمام رجب و شعبان ٬ روز اول فروردین و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ هر ماه.
۴- روزه های مکروه : روزه مستحبی مهمان بدون اجازه میزبان ٬ روزه مستحبی مهمان با نهی میزبان ٬ روزه مستحبی فرزند بدون اجازه پدر ٬ روزه عاشورا ٬ روزه عرفه اگر سبب باز ماندن از دعاهای آن روز بشود ٬ روزه روزی که نمی داند عرفه است یا عید قربان.

 

امام صادق (ع) : «دعای شخص روزه دار ٬ هنگام افطار مستجاب می شود .»

چهارمین حکایت :
حضرت امام جعفر صادق (ع) - بنا بر روایت ابونصیر - می فرماید : روزه داشتن تنها خودداری کردن از خوردنی ها و آشامیدنی ها نیست ٬ زیرا حضرت مریم - بنا بر نقل قرآن کریم - فرمود : « اِنّی نَذَرتُ لِلرَّحمنِ صوماً » و منظور از صَوم (=روزه ) ٬ صُمت (=سکوت ) بود ٬ پس شما به هنگام روزه داری زبان خویش را حفظ نمایید و نیز چشمانتان را و نسبت به یکدیگر حسد نورزید و با هم به نزاع بر نخیزید ٬ زیرا حسد ایمان آدمی را می بلعد ٬ همان گونه که آتش٬ هیزم را بلعیده و از بین می برد.


ای کاش می توانستم همه خاطرات الهام بخش این شب قدر را به یاد آورم. افسوس که شیرازه فکر و طغیان احساس و آتشفشان روح من ٬ آن قدر سریع و سوزان پیش می رفت که هیچ چیز قادر به ضبط آن نبود ...
نوری بود که در آن شب مقدس ٬ بر قلبم تابید ٬ بر زبانم جاری شد و به صورت اشک ٬ بر رخسارم چکید . من همه زندگی خود را به یک شب قدر نمی فروشم و به خاطر شبهای قدر زنده ام و تعالی شب قدر ٬ عبادت من و کمال من و هدف حیات من است.
(مصطفی چمران )


پیامبر اکرم (ص) : « خدای تعالی فرموده است : روزه برای من است و من پاداش آن را می دهم. »


پنجمین حکایت :
علامه طباطبائی در ماه رمضان ٬ روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت فاطمه معصومه (ع) افطار می کرد . یعنی ٬ هنگام غروب پیاده به حرم مطهر مشرف می شد و پس از بوسیدن ضریح به خانه می رفت و افطار می کرد.


واژه رمضان و معنای اصلاحی آن :
رمضان از مصدر « رمض » به معنای شدت گرما و تابش آفتاب بر رمل ( ریگ نرم ) معنا شده است . انتخاب چنین واژه ای براستی از دقت نظر و لطافت خاصی برخوردار است ٬ چرا که سخن از گداخته شدن است و شاید به تعبیری دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بی امانش ٬ زیرا که رمضان ٬ ماه تحمل شدائد و عطش می باشد ٬ عطشی ناشی از آفتاب سوزان یا گرمای شدید روزهای طولانی تابستان .
و عطش دیگر ٬ حاصل از نفس سرکشی که پیوسته می گدازد ٬ و سوزش آن به راستی جبران ناپذیر است .


ششمین حکایت :
در کیمیای سعادت امام غزالی روزه به سه درجه تقسیم شده است : روزه عام ٬ روزه خواص ٬ روزه خاص الخاص.
روزه عوام که کمتر درجه است و آخرین تلاش و نهایت حد آن ٬ نگهداری شکم و دامن می باشد. روزه خواص که اعضا و جوارح را نیز ناشایست نگهدارند ٬ چشم نگاه بد نکند و گوش بد نشنود و دست بد ندهد و نگیرد و پا بد نرود و چون افطار شود از حرام و آنچه شبهه ای در آن است نخورند و از حلال هم پرخوری ننمایند و آخر اینکه بین بیم و امید باشند که ندانند روزه اش پذیرفته است یا خیر ! روزه خاص الخاص بالاترین درجات است ٬ علاوه بر آن چه گفته شد دل را از اندیشه غیر خدا نگهدارند و این ٬ درجه صدیقان است.


فضیلت اعمال مسستحبی ماه رمضان
۱- دعا و استغفار : از وظایف روزه داران در این ماه ٬ دعا و در خواست حوائج از حضرت حق است که بنده احساس نیاز به پیشگاه بی نیاز کرده و دست احتیاج خویش را به درگاه او دراز می کند .
علی بن ابی طالب (ع) فرمود : بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاهای زیاد ٬ دعاهای شما دافع بلا شماست و استغفار شما از بین برنده گناهان است.
۲- اعتکاف : طبق روایات رسیده از ائمه معصومین (ع) ٬ مستحب است که هر مسلمانی در صورت امکان دهه آخر ماه مبارک رمضان را در مسجد معتکف شود که پیامبر اکرم (ص) در تمامی عمرش چنین می کرد. رسول خدا فرمود: اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر ثواب دو حج و دو عمره است.
۳- تلاوت قرآن : بهترین اعمال در شبها و روزهای ماه مبارک رمضان ٬ تلاوت قرآن است . اگر چه تلاوت قرآن در تمامی اوقات ثواب دارد ٬ ولی چون قرأن در ماه رمضان نازل شده است ٬ از اجر و ثواب ویژه ای برخوردار است. پیامبر اکرم (ص) : اگر کسی در این ماه ٬ یک آیه از قرآن تلاوت کند ٬ ثوابش مثل کسی است که در غیر ماه رمضان یک بار قرآن را ختم می کند.
۴- افطاری و صدقه دادن : انسان روزه دار با انفاق می تواند بر ارزش عمل خود بیفزاید و اجر معنوی بیشتری کسب نماید. امام صادق (ع) فرمود : هرکس در ماه رمضان صدقه ای بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور می کند.


هفتمین حکایت :
پیامبر اسلام (ص) از حضرت حق روایت کرده که خدا می فرماید : کسی که اعضا و جوارح او از محرمات من روزه نیست ٬ مرا چه نیازی است که خوردن و آشامیدن را برای خاطر من ترک کند؟

امام صادق (ع) : « هر کس کار نیکی انجام دهد ٬ ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است .»


هشتمین حکایت :
حلاج گفت : روزه غیبت از ماسوی الله است برای رویت الله تعالی .

امام صادق (ع) : برای روزه دار دو سرور و خوشحالی است : ۱-هنگام افطار   ۲- هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و رد قیامت )
پیامبر اکرم (ص) : برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن ها روزه است .
امام صادق (ع) : هرکس یک روز ماه رمضان را ( بدون عذر ) افطار کند ٬ روح ایمان از او جدا می شود .


نهمین حکایت:
جنید گفت : هر مرید که روزه ندارد و به شب نماز نکند ٬ همچنان باشد که رزوی آن کند که صلاح او در آن نباشد.


نجـــــوا :
بار الها ! غرق در گناهم ٬ خوارم مکن . تنهایم ٬ رهایم مکن و اشتباهاتم را به دیده عفو بنگر که تحمل غضب و قهرت را ندارم ...
معبودا ! وصف قهاری ات را شنیده ام ٬ کیفرم مکن و به دیده لطف مرا بنگر که اگر قرار بود به عدل در مورد من تصمیم بگیری ٬ روزگارم تباه می شد .
خالقا ! راه از چاه باز نشناسم ٬ انسانم ٬ عاصی و غافل ! دورم گردان از مهلکه های زندگی و ظواهر فریبنده و همچون همیشه به مدد لطف و احسانت ٬ جانم را سیراب کن ٬ تشنه وصالم ...
(بر گرفته از دعای روز ششم ماه مبارک رمضان )


دوستا عزیز ضمن قبولی عبادات شما نزد درگاه حق ما رو هم در نماز و روزهاتون دعا کنید.
التماس دعا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 19:56  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ


نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
روزه و ماه رمضان
عذابــــــهای جهنـــــم
قبــــــــــر
عجایب و معجزات پیامبر اکرم (ص)
مـعـجـزات امــامــان معصوم (ع)
بهشــــــت و نعمتهای آن
پیوندها
حــجاب
بهشـت
بـاده نـاب
چهارده نـور
راه بـهـشـت
شـور حسینی
من یک درختــم
پیامبر آســـمانی
گـــــنـج نـهـفـتـه
هیئت جوادالائمه(ع)
عاشــق شـهادت
شبســتان منتظــران
صــلوات کلید بهــشـت
تـرانه های جــــنــون
جمعه های سوت و کـور
بـــرکه ای به نـــــام ...
پـــیام امام حسـین(ع) ...
نجــاتم بده ای خـــدا
ماه بني هاشم عبــاس (ع)
هیئت محبین خمــسه طیبه (ع)
دلم گرفته خدایا به وقــــت غــروب
شناخت ائمه معصومین علیه السلام
آخر عشقا...مهدی صاحب الزمان(عج)
کی شود تا انتقام سیلی زهرا(س) بگیریم
خاطراتی از خدام حرم مطهر امام رضــا (ع)
آیا نمی داند که هــمانا خدا ناظر اوــت
تا کربلا هـــست زمــین را عــشـق اســت
دل نوشته های دو دختر شهید
هیئت ائمه بقیع
دعاها و اذکار الهی
ارتباط معنوی با امام زمان
مـــــــذهبی
شیرین تر از عـــسل
..::: یا ابا صالح المهدی ::..
رایحه
امکانات

 

 


RSS

                     RSS