![]() |
||
|
« در جهنم آسیابی است که بعضی از اهل جهنم را به داخل آن می اندازند ٬ مثل آرد ٬ خرد می کند و بیرون می ریزد دوباره آنان به حالت اول بر می گردند ٬ باز ملائکه غلاظ و شداد آنان را به داخل آسیاب می ریزند و این حالت همچنان ادامه دارد . بعضی از افراد مخصوص این آسیاب ٬ ظالمین و ستمگران و زورگویان هستند ٬ و بعضی دیگر وزرا و وکلا و افرادی هستند که دستشان به جایی می رسد و در حق مردم خیانت می کنند و بیت المال را حیف و میل می نمایند »۱ ۱) خصال ج ۲ ٬ ص ۱۴۲ ٬ نهج البلاغه ٬ خطبه ۱۶۴ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 13:52 توسط محمد |
|
|
« فَالَّذینَ کَفَروا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابُ مِنْ نارٍ »۱ ۱) حج/۱۹ ۲) ابراهیم / ۵۰ -۴۹ |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 15:46 توسط محمد |
|
|
امیرالمومنین علی (ع) می فرماید : « روزی با فاطمه (س) محضر پیامبر خدا (ص) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند . ۱) داستانهای بحارالانوار ٬ ج۵ ٬ص۶۹ - زبده القصص ٬ ص۲۰۲ . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 23:41 توسط محمد |
|
|
عمرو بن ثابت از امام باقر (ع) نقل می کند می کند که حضرت فرمود: ۱) بحار ٬ ج۸ ٬ ص۲۸۱ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 18:24 توسط محمد |
|
|
رسول خدا (ص) بر زنی که آتش در تنور روشن کرده بود و نان می پخت گذشتند ٬ این زن طفلی داشت که پهلوی خود نشانیده بود . همین که چشمش به آن حضرت افتاد عرض کرد : یا رسول الله (ص) شنیده ام شما فرموده اید : « خداوند مهربانتر است به بنده خود از مادر نسبت یه فرزند خود » ایا راست است ؟ فرمودند : بلی. ۱) قصص الله ٬ج۱ ٬ ص ۸۲ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 14:34 توسط محمد |
|
|
آنان که انسانیت و آدمیت را فراموش کنند و روزگار را به غفلت و جهل و پستی و دنائت و بردگی نسبت به هوی و هوس بگذرانند و کاری جز مخالفت با خدا و خلق خدا و زورگویی و ستم نداشته باشند در دنیا دچار لباس جوع و خوف می شوند و در آخرت گرفتار لباس و پوششی از سخت ترین عذاب خواهند شد. ۱) عرفان اسلامی ٬ ج۴ ٬ ص۲۳ نظر یادتون نره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:53 توسط محمد |
|
|
امیرالمومنین (ع) می فرماید : روزی پیامبر اکرم (ص) فرمود:
ای علی ! جبرئیل به من خبر داد که امت من بعد از من با تو حیله و نیرنگ می کنند وای بر آنان باد . و سه بار این جمله را تکرار کرد . عرض کردم : یا رسول الله ویل چیست ؟ فرموذ : یک وادی است در جهنم که اکثر اهل آن وادی ٬ دشمنان تو و قاتلان فرزندان تو و پیمان شکنان با تو هستند.۱ ۱) بحار- ج۸ - ص ۳۱۲ ٬ با تفسیر فرات بن ابراهیم- ص۷۸ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 16:42 توسط محمد |
|
|
رسول خدا (ص) فرمودند که : من در شب معراج در حال معراج به جماعتی برخورد کردم که در جلوی آنها سفره هایی از گوشت های پاکیزه و طیب و سفره هایی از گوشت های خبیث بود و آنها گوشت های طیب را رها کرده و از گوشتهای خبیث می خوردند .
از جبرئیل سوال کردم : این ها چه کسانی هستند ؟ جبرئیل گفت : جماعتی از امت تو هستند که غذای حلال را رها نموده و از غذای حرام می خوردند. رسول خدا (ص) فرمودند: از آنجا عبور کردیم به جماعتی برخورد کردیم که لب های کلفتی مانند لب های شتر داشتند و با آن لبها گوشت های بدن خود را قیچی کرده و در دهان خود قرار می دادند . من گفتم : اینان چه کسانی هستند ای جبرئیل ؟ جبرئیل گفت : افرادی که پیوسته در صدد عیب جویی از مردم برآمده و با زبان و اشاره به عیب ظاهر و باطن مردم می پردازند. رسول خدا فرمود : و از آنجا عبور کردم به گروهی که صورت ها و سرهای آنان با سنگ کوبیده می شد برخورد کردم . گفتم : ای جبرئیل ! این گروه چه کسانند ؟ گفت : افرادی که نماز عشا را ترک می کنند . سپس گذشتیم از آنجا تا رسیدیم به جماعتی که آتش در دهانشان فرو می رفت و از دبر شان خارج می شد ٬ گفتم : ای جبرئیل اینان چه کسانی هستند ؟ گفت : اینان افرادی هستند که اموال یتیم را از روی ظلم و ستم می خورند ٬ اینان در حقیقت آتش می خوردند و به زودی به آتش سعیر آتش گرفته و در آن سوخته خواهند شد . از آنجا نیز عبور کرده و رسیدیم به اقوامی که از بزرگی شکم هرچه می خواستند از زمین بر می خیزند نمی توانستند. گفتم : ای جبرئیل اینان چه دسته ای هستند ؟ جبرئیل گفت : این ها کسانی هستند که ربا می خورند و نمی توانند از جای خود برخیزند مگر مانند کسی که جن زده شده و عقل خود را به کلی از داده است ٬ و اینها در راه و روش آل فرعونند و هر صبحگاه و شبانگاه بر آتش عرضه می شوند .۱ ۱) تفسیر علی بن ابراهیم ٬ ص ۳۷۰ - داستان های عبرت انگیز ٬ ص ۹۵ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 20:25 توسط محمد |
|
|
امام باقر (ع) می فرماید:
در پاسخ خداوند متعال که در عذاب اهل آتش خطاب به ملائکه عذاب فرموده:«خُذُوهُ فَغُلُوهُ ثُمّّ الجَحیمَ صَلُّوهُ »۱ هفتاد هزار ملائکه غلاظ و شداد از جای خود حرکت می نمایند و استخوانهای اهل آتش را خرد و گوشتهایشان را متلاشی می کنند.اهل آتش می گویند:آیا بر ما رحم نمی کنید؟آنان می گویند:ای اشقیا!چگونه ما بر شما رحم کنیم و حال آنکه خداوند ارحم الراحمین بر شما رحم نکرده. آنگاه آنان را به طرف جهنم پرتاب می کنند که هفتاد سال به طرف ته جهنم فرو می روند و در حال سقوط ٬ سنگهای آتش زا به پهلوهای راستشان می بندند و از طرف چپشان هم شیطانی با ایشان قرین می شود . هفتاد پوست در بدن ایشان قرار می دهند که کلفتی هر پوستی بیش از اندازه است اما تا به ته جهنم برسند همه آنها خواهند سوخت و در بین راه و سقوط به جهنم مارها و عقربهای آتشین ٬ ایشان را خواهند گزید تا جایی که سرشان از هیبت نیش آنها به اندازه کوه و لبهایشان به اندازه خرطوم فیل می شود و آتش به مقعدشان داخل می شود و تمام امعا و احشایشان را می سوزاند و از سر دماغشان چرک و خون جاری می شود و وقتی به ته جهنم برسند هفتاد جامه از آتش بر بدنشان بپوشانند و کلاهی آتشین بر سرشان بگذلرند و چنان جهنم برایشان تنگ شود که گویا میخی را به زور چکش به دیوار فرو کرده اندو و از هیبت و شدت عذاب جهنم روحهایشان سیاه گردد و بدمشان بدمنظره گردد و ناخن هایشان مثل ناخن حیوانات دراز شود ٬ اینجاست که ملائکه غلاظ و شداد با گرزهای آهنین و آتشین بر سرشان بکوبند که بار دیگر به دره های عمیق جهنم فرو روند . و این حالت همچنان ادامه دارد. ۲ ۱) الحاقه /۳۱ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 15:36 توسط محمد |
|
|
در تفسیر برهان است که:چون آیه «وَجییءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنٌَمَ» نازل شد صورت حضرت رسول (ص) تغییر کرد به طوری که بر همه نمایان شد.این حالت حضرت برای اصحاب بزرگ آمد و برایشان سخت گذشت،یکی از آنان به خدمت حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب رفت و عرض کرد : از تغییر کردن حال حضرت رسول الله (ص) معلوم می شود که خبر تازه ای است.جناب امیر (ع) آمد و عرض کرد :پدر و مادرم فدایت یا رسول الله! امروز چه پیش آمدی شده است؟فرمود:جبرییل (ع) آمد و آیه «وَجییءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنٌَمَ» را خواند(یعنی جهنم آورده می شود) حضرت علی (ع) گفت :عرض کردم:جهنم چگونه آورده می شود؟ فرمود:در حالتی آورده می شود که هفتاد هزار مهار کشیده می شود و هر مهاری را هم هفتاد هزار ملک گرفته و در دست هر ملکی پتکی از آهن،پس آن را با مهارهاو زنجیرهایش می کشند و برای آن پاهای کلفت و محکمی است که هر پایی به مسافت هزار سال راه از سالهای دنیا است و دارای سی هزار سر است.در هر سری سی هزار دهن و در هر دهنی سی هزار دندان و هر دندانی سی هزار برابر کوه احد و در هر دهن دو لب است و هر لبی مطابق یک طبقه دنیا و در هر لبی زنجیری است که هفتاد هزار ملک آن را می کشند که اگر خدا امر فرماید که همه دنیا و آسمانها را و آنچه در آنها و در بین آنهاست لقمه کند و فرو برد هر آینه برایش آسان باشد.
در آن هنگام جهنم جزع و فزع نماید و با خوف و ترسی کشیده شود و همه ترسش از خدای تعالی است،پس از آن گوید:ای ملائکه پروردگارم!شماها را قسم می دهم آیا می دانید که خدا چه اراده دارد با من بکند،آیا من گناهی کرده ام که مستوجب عذاب شده ام؟همه ملائکه گویند:ای جهنم!ما هم بی اطلاع هستیم.جهنم می استد و شیهه می زند و اضطراب می کند و شراره آتش از آن می جهد که اگر رها شود و جلوگیری نشود همه اهل محشر را می سوزاند،همه اینها از ترس الهی است. آنگاه از جانب حضرت حق ندا آید که : آرام باش ای جهنم!بر تو باکی نیست،من تو را خلق نکردم که عذاب کنم بلکه تو را برای عذاب و شکنجه دیگران آفریده ام.۱ ۱ ) تفسیر برهان ٬ ج ۴ ٬ ص ۴۵۹ ۰ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 18:37 توسط محمد |
|
|
تابستان بود ٬ وقت شام خوردن فرا رسید ٬ سفره ای را کنار امام صادق (ع) پهن کردند ٬ مقداری نان در میان آن سفره بود ٬ سپس کاسه ای را که آبگوشت در آن بود ٬ آوردند و نزد آن حضرت نهادند ٬ آبگوشتی که در میان کاسه بود ٬ داغ بود ٬ وقتی که آن حضرت لقمه ای نان برداشتند و در میان آیگوشت گذلرند ٬ آن را داغ یافت ٬ دستش را کشید و چند بار مکرر فرمود : « نَسْتَجیرُ بِاللهِ مِنَ النّارِ ٬ نَعوذُ بِاللهِ مِنَ النّارِ » یعنی « پناهنده می شویم به خدا از آتش دوزخ ٬ پناه می بریم به خدا از آتش دوزخ » و این سخن را آنقدر تکرار کرد تا آبگوشت سرد شد . سپس فرمودند : « ما قدرت بر تحمل داغی این آبگوشت را نداریم پس چگونه بتوانیم آتش دوزخ را تحمل کنیم ؟! »۱
۱) روضه کافی ٬ ص ۱۶۴ - داستان دوستان ٬ ج۱ ٬ ص ۱۶۴. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 8:46 توسط محمد |
|
|
جهنم هفت در دارد و با توجه به روایات وارده که جهنم هفت طبقه دارد ٬ هر یک از این هفت در ٬ به یک طبقه باز می شود .
از علی (ع) روایت شده که فرمودند : « آیا می دانید که درهای جهنم چگونه است ؟ راوی می گوید ٬ گفتیم : مثل درهای دنیا . حضرت فرمودند : نه ٬ بلکه دستهایشان را روی هم گذاشتند و فرمودند : درهای جهنم اینگونه است ٬ یعنی طبقه طبقه است و هر طبقه ای یک در دارد . »۱ در روایت دیگری از حضرت علی (ع) نام طبقات و درهای جهنم چنین ذکر شده : ۱- هاویه ۲- سعیر ۳- جحیم ۴- سقر ۵- حُطَمه ۶- لَظی ۷- جهنم ۲ « اولین طبقه جهنم ٬ هاویه است و آخرین و پایین ترین طبقه آن جهنم است .» در بعضی روایات عکس هم ذکر شده. در روایتی هم آمده : «در اول ویژه مسلمانان گنهکار است. در دوم مخصوص یهود . در سوم مخصوص نصارا. در چهارم مخصوص ستاره پرستان. در پنجم مخصوص مجوس . در ششم ویژه مشرکان . در هفتم مخصوص منافقان .» ۳ ۱) بحار الانوار - ج۸ - مبحث نار .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:23 توسط محمد |
|
|
در قیامت بارها میان اهل بهشت و دوزخ گفت و گو رخ می دهد ٬ که قرآن ترسیمی از آن گفت و گوها را بیان فرموده است ٬ یکی از آن صحنه ها که در سوره مدثر آمده این است که : اهل بهشت از مجرمان می پرسند : چه عاملی شما را به دوزخ رولنه کرد ؟ آنها می گویند : ۴ عامل : ۱ - « لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلّینَ » ٬ پای بند به نماز نبودیم . ۲ - « لَمْ نَکُ نُطْعِمُ المِسْکینَ » ٬ به گرسنگان اعتنا نمی کردیم . ۳ - « کُنّا نَخوُضُ مَعَ الْخائِضینَ » ٬ ما در جامعه فاسد هضم شدیم . ۴ - « کُنّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدّین » ٬ قیامت را هم نمی پذیرفتیم . ۱ ۱) قصص الصلاة - ص ۱۸۹. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 13:15 توسط محمد |
|
|
منافقان در پایین ترین طبقه جهنم قرار دارند . بعضی هم گفته اند که : منافقین در تابوتهایی از آهن هستند که در جهنم بر روی آتش آویزان هستند و ایشان در داخل تابوتهای آهنی گداخته شده که هیچ راه فرار ندارند و جزغاله می شوند .۱
۱) بحار - ج۸ - ص ۲۴۱ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 13:13 توسط محمد |
|
|
گروههایی که قرآن می گوید وارد جهنـــــم می شوند عبــارتند از :
۱ـ کافران : بقره/۹۰ ٬ ۱۰۴ ٬ ۱۲۶ - آل عمران/ ۴ ٬ ۱۰ ٬ ۱۲ ٬ ۵۶ ٬ ۹۱ ٬ ۱۰۶ ٬ ۱۳۱ - نساء/ ۱۴ ٬ ۱۸ ٬ ۳۷ ٬ ۵۵ ٬ ۵۶ ٬ ۱۰۲ ٬ ۱۵۱ ٬ ۱۶۱ ٬ ۱۶۸ ٬ ۱۶۹ ٬ - انعام/ ۳۰ ٬ ۴۷ ٬ ۷۰ ٬ ۱۷۰ - انفال/ ۱۴ ٬ ۳۵ - مائده/ ۱۰ ٬ ۳۶ ٬ ۳۷ ٬ ۶۸ - توبه/ ۳ ٬ ۴۹ - یونس/ ۴ ٬ ۷۰ - عنکبوت/ ۵۴ - فاطر/ ۷ - شوری/ ۲۶ - جاثیه/ ۱۱ - احقاف/ ۳۴ - مجادله/ ۴ ٬ ۵ - ملک/ ۶ ٬ ۲۸ - معارج/ ۱ - احزاب/ ۸ - فصّلت/ ۲۷ - فتح/ ۲۵ - ابراهیم/ ۲ ٬ ۲۲ - غاشیه/ ۲۴ . ۲ـ ظالمان و ستمگران : آل عمران/ ۱۵۱ - نساء/ ۱۶۸ ٬ ۱۶۹ - مائده/ ۱۲۹ - اعراف/ ۴۱ - نحل/ ۱۱۳ ٬ ۸۵ - کهف/ ۲۹ - حج/ ۲۵ - انبیاء/ ۲۹ - مریم/ ۷۲ - ابراهیم/ ۲۲ - شوری/ ۲۱ ٬ ۴۴ ٬ ۴۵ - زخرف/ ۳۹ ٬ ۶۵ - سبأ/ ۴۲ - طور/ ۴۷ - فرقان/ ۱۹ ٬ ۳۷ - جن/ ۱۵ - انسان/ ۳۱ . ۳ـ مشرکان : توبه/ ۱۷ - اسراء/ ۳۹ - احقاف/ ۲۶ - بینه/ ۶ . ۴ـ منافقان : نساء/ ۱۳۸ ٬ ۱۴۰ ٬ ۱۴۵ ۵ـ طغیانگران و مستکبران : نساء/ ۱۷۳ - اعراف/ ۳۶ ٬ ۴۰ ٬ ۴۱ - مؤمن/ ۴۸ ٬ ۴۹ ٬ ۶۰ ٬ ۷۲ ٬ ۷۶ - احقاف/ ۲۰ - زمر/ ۶۰ - ص/ ۵۵ ٬ ۵۶ - جاثیه/ ۸ - ق/ ۲۴ - مدثر/ ۱۶ - نبأ/ ۲۱ ٬ ۲۲ - نازعات/ ۳۷ . ۶ـ پیروی از شیطان : اعراف/ ۱۸ - لقمان/ ۲۱ - ابراهیم/ ۲۲ . ۷ـ تکذیب کنندگان آیات اللهی : بقره/ ۱۰ ٬ ۲۴ - اعراف/ ۳۶ - مائده/ ۱۰ ٬ ۶۸ - انعام/ ۴۹ - فرقان/ ۱۱ ٬ ۲۰ - سجده/ ۲۰ - سبأ/ ۵ ٬ ۳۸ ٬ ۴۲ - طه/ ۲۰ - شعرا/ ۱۸۹ - واقعه/ ۵۰ - الرحمان/ ۴۲ - حدید/ ۱۹ - ملک/ ۹ - نغابن/ ۱۰ - مرسلات/ ۳۴ - مطففین/ ۱۷ - لیل/ ۱۶ . ۸ـ مرتدان : بقره/ ۲۱۷ - آل عمران/ ۸۸ - توبه/ ۱۷ - بینه/ ۶ . ۹ـ بت پرستان : احقاف/ ۲۱ . ۱۰ـ فسادکنندگان : نحل/ ۸۸ - بروج/ ۱۰ . ۱۱ـ آدمهای شقی و خبیث : انفال/ ۳۷ - اعلی/ ۱۱ - لیل/ ۱۵ . ۱۲ـ شیاطین و جن : اعراف/ ۱۷۹ - مریم/ ۶۸ ٬ ۶۹ ٬ ۷۰ ٬ ۷۱ ٬ ۷۲ - سجده/ ۱۳ . ۱۳ـ فاسقان : اعراف/ ۱۶۵ - انعام/ ۴۹ - سجده/ ۲۰ - احقاف/ ۲۰ . ۱۴ـ کسانی که آخرت را به دنیا فروختند : بقره/ ۸۶ . ۱۵ـ کسانی که غرق گناهند : بقره/ ۸۱ . ۱۶ـ آشکارا گناه کنندگان : احزاب/ ۳۰ . ۱۷ـ ربا خواران : بقره/ ۲۷۵ - آل عمران/ ۱۳۰ ٬ ۱۳۱ . ۱۸ـ مترفین : مؤمنون/ ۶۴ . ۱۹ـ اعراض کنندگان از ذکر خدا : جن/ ۱۷ . ۲۰ـ منع کنندگان کار خیر : ق/ ۲۵ . ۲۱ـ اصحاب شمال : واقعه/ ۴۱ . ۲۲ـ فراموش کنندگان آخرت و قیامت و جهنم : اسراء/ ۱۰ - سجده/ ۱۴ - ص/ ۲۶ - جاثیه/ ۳۴ - الرحمن/ ۴۲ - طور/ ۱۴ - مدثر/ ۴۶ . ۲۳ـ پیروان ستمگران : هود/ ۱۱۳ . ۲۴ـ مسخره و استهزای آیات اللهی : کهف ۱۰۶ - جاثیه/ ۱۰ ٬ ۳۵ . ۲۵ـ کسانی که مانع راه یابی مردم به حق می شوند و سد عن سبیل الله می کنند : نساء/ ۵۵ - نحل/ ۹۴ - مجادله/ ۱۶ . ۲۶ـ کسانی که با دستورات خدا و پیامبر مخالفت می کنند : نساء/ ۱۱۵ - جن/ ۳۳ . ۲۷ـ کسانی که از عقل و چشم و گوششان در راه یابی به حق استفاده نمی کنند : اعراف/ ۱۷۹ - ملک/ ۱۰ . ۲۸ـ کسانی که امید به ملاقات خداوند ندارند و به دنیا راضی اند : یونس/ ۷ ٬ ۸ . ۲۹ـ کسانی که به نعمتهای خدا کفران می ورزند : ابراهیم/ ۲۸ ٬ ۲۹ ٬ ۳۰ . ۳۰ـ دنیا پرستان : اسراء/ ۱۸ - هود/ ۱۵ ٬ ۱۶ - نازعات/ ۳۸ . ۳۱ـ زر اندوزان : توبه/ ۳۴ ٬ ۳۵ - الحاقه/ ۲۸ ٬ ۲۹ ٬ ۳۰ ٬ ۳۱ - همزه/ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ ٬ ۵ ٬ ۶ - مسد/ ۲ ٬ ۳ . ۳۲ـ فرار از جهاد ( زحف ) : انفال/ ۱۵ ٬ ۱۶ - توبه/ ۸۱ . ۳۳ـ آدم کشان : مائده/ ۳۲ - نساء/ ۹۳ - آل عمران/ ۲۱ . ۳۴ـ ترک کنندگان نماز : مدثر/ ۴۳. ۳۵ـ ترک کنندگان اطعام به مساکین و فقرا : مدثر/ ۴۴ . ۳۶ـ همنشینان با اهل باطل : مدثر/ ۴۵ . ۳۷ـ کسانی که زکات نمی دهند : فصلت/ ۷ - توبه/ ۳۵ . ۳۸ـ خورندگان مال یتیم : نساء/ ۱۰ . ۳۹ـ کم فروشان : مطففین/ ۱ ٬ ۴ ٬ ۵ ٬ ۷ . ۴۰ـ عیب جویان : همزه/ ۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ . ۴۱ـ غیبت کنندگان : همزه/ ۱ ٬ ۲ ٬ ۳ ٬ ۴ . ۴۲ـ اسراف کنندگان : مؤمن/ ۴۳ - اسراء/ ۲۷ . ۴۳ـ مجرمان : مریم/ ۸۶ - زخرف/ ۷۴ - مدثر/ ۴۱ - اعراف/ ۴۰ ٬ ۸۴ ٬ ۱۳۳ - حجر/ ۱۲ ٬ ۵۸ - فرقان/ ۳۱ - نمل/ ۶۹ - قمر/ ۴۷ - الرحمن/ ۴۱ ٬ ۴۲ ٬ ۴۳ ٬ ۴۴ ٬ ۴۵ - معارج/ ۱۱ - طه/ ۷۴ . ۴۴ـ تعدّی کنندگان از حدود اللهی : نساء/ ۱۴ - بقره/ ۱۸۷ ٬ ۲۲۹ ٬ ۲۳۰ - طلاق/ ۱ . ۴۵ـ دشمنان خدا و پیامبر و ائمه : فصّلت/ ۲۸ . ضمناً آنچه ما در این موضوع نقل کردیم با استفاده از معجم قرآن و سیری در آیات جهنم و استفاده از تفاسیر موضوعی و به ویژه تفسیر پیام قرآن ٬ ج ۶ مبحث دوزخ می باشد. التمـــاس دعــــا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 14:22 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:14 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 19:0 توسط محمد |
|
|
در جهنم کوهی است که به آن «صعدا» گفته می شود . و در صعدا بیابانی است که « سقر » نام دارد . و در سقر چاهی است که « هبهب » نام دارد . وقتی درِ آن چاه برداشته شود اهل آتش از حرارت آن ضجه می زنند و آنجا جایگاه جباران و متکبران و حکام جور است.۱
۱) بحار ٬ ج۸ ٬ ص۲۹۷ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 13:51 توسط محمد |
|
|
رسول خدا (ص) فرمودند که : من در شب معراج در حال معراج به جماعتی برخورد کردم که در جلوی آنها سفره هایی از گوشتهای پاکیزه و طیب و سفره هایی از گوشتهای خبیث بود و آنها گوشتهای طیب را رها کرده و از گوشتهای خبیث می خوردند. از جبرئیل سوال کردم اینها چه کسانی هستند ؟ جبرئیل گفت : جماعتی از امت تو هستند که غذای حلال را رها نموده و از غذای حرام می خوردند. رسول خدا فرمود : از آنجا عبور کردیم به جماعتی برخورد کردیم که لبهای کلفتی مانند لبهای شتر داشتند و با آن لبها گوشتهای بدن خود را قیچی کرده و در دهان خود قرار می دادند . من گفتم : اینان چه کسانی هستند ٬ ای جبرئیل ؟ جبرئیل گفت : افرادی که پیوسته در صدد عیب جویی از مردم برآمده و با زبان و اشاره به عیب ظاهر و باطن مردم می پردازند. رسول خدا فرمود : و از آنجا عبور کردم به گروهی که صورتها و سرهای آنان با سنگ کوبیده می شد برخورد کردم. گفتم : ای جبرئیل ! این گروه چه کسانند ؟ گفت : افرادی که نماز عشا را ترک می کنند . سپس گذشتیم از آنجا تا رسیدیم به جماعتی که آتش در دهانشان فرو می رفت و از دُبُرشان خارج می شد. گفتم ای جبرئیل ! اینان کیانند ؟ گفت : اینان افرادی هستند که اموال یتیم را از روی ظلم و ستم می خورند ٬ اینان در حقیقت آتش می خورند و به زودی به آتش سعیر آتش گرفته و در آن سوخته خواهند شد . از آنجا نیز عبور کرده و رسیدیم به اقوامی که از بزرگی شکم هرچه می خواستند از زمین بر می خیزند ٬ نمی توانستند . گفتم : ای جبرئیل! اینان چه دسته ای هستند ؟ گفت : اینها کسانی هستند که ربا می خورند و نمی توانند از جای خود برخیرند مگر مانند برخاستن کسی که جن زده شده و عقل خود را به کلی از دست داده است ٬ و اینها در راه و روش آل فرعونند و هر صبحگاه و شبانگاه بر آتش عرضه می شوند . و از آن محل عبور کردیم به زنانی که به پستانهای خود آویخته شده بودند رسیدیم. پرسیدم : ای جبرئیل ! اینان چه گروهی از زنانند ؟ جبرئیل گفت : اینان زنانی هستند که اموالی را که شوهرهیشان باقی مانده و متعلق به فرزندان آن شوهران است ٬ به فرزندان غیر آن شوهرها داده اند و در حقیقت ارثیه یتیم های آنها را برای غیر آنها صرف نموده اند.۱
۱) تفسیر علی بن ابراهیم ص ۳۷۰ - داستانهای عبرت انگیز ٬ ص ۹۵ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 14:57 توسط محمد |
|
|
از حضرت امیرالمومنین منقول است که فرمود :« برای اهل معصیت نَقبهایی در میان آتش زده اند ٬ و پاهای ایشان را در زنجیر کرده اند ٬ و دستهای ایشان را در گردن غل کرده اند ٬ و بر بدنهای ایشان پیراهنهایی از مس گداخته پوشانیده اند و جبّه هایی از آتش برای ایشان بریده اند ٬ در میان عذابی گرفتارند که گرمیش به نهایت رسیده و درهای جهنم را بر روی ایشان بسته اند ٬ پس هرگز آن درها را نمی گشایند ٬ و هرگز نسیمی داخل نمی شود ٬ و هرگز غمی از ایشان برطرف نمی شود. عذاب ایشان پیوسته شدید است ٬ و عقاب ایشان همیشه تازه است ٬ نه خانه ایشان و نه عمر ایشان به سر می آید . به مالک جهنم استغاثه می کنند که از پروردگار خود طلب کن که ما را بمیراند. در جواب می گوید که : همیشه در این عذاب خواهید بود . »۱
۱) منازل الآخره ٬ ص ۱۲۶
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 14:47 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 13:39 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 20:10 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 18:46 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 20:29 توسط محمد |
|
|
خداوند می فرماید:اگر ما قرآن را بر ملت عجم(هر ملتی که عرب نباشد عجم است) نازل می کردیم ملت عرب به آن ایمان نمی آورند ٬ اما اکنون که بر ملت عرب نازل شده ملت عجم به آن ایمان آورده است و این است فضیلت ملت عجم بر عرب ٬چرا که ملت عجم آن تعصبات قومی را که ملت عرب داشته و دارند ٬ ندارند.آری تعصب است که انسان را دوزخی می کند.
درباره تعصب و خطر کیفر آن حضرت علی (ع) فرمودند : به راستی که خداوند عزوجل ۶ طایفه را به علت شش خصلت عذاب خواهد کرد : ۱- ملّت عرب را به علت تعصب . ۲- کدخدایان را به علت تکبر . ۳- زمامداران را به علت ظلم و جور . ۴- فقها را به علت حسد . ۵- تجّار را به علت خیانت . ۶- روستائیان را به علت جهل .۱ ۱) داستانهایی از قرآن ٬ ج ۲ ٬ ص ۱۲۵ . |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 19:52 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 19:26 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 12:31 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 11:41 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 10:43 توسط محمد |
|
|
« سَاُرْهِقُهُ صَعُوداً »۱ اهل جهنم را مجبور می کنند با عجله از صَعود بالا روند. « صَعود » کوهی است از آتش در جهنم که بالا رفتن از آن خیلی دشوار است. ملائکه غلاظ و شداد ٬ اهل جهنم را مجبور می کنند که از آن کوه بالا روند تا به قله کوه برسند ٬ وقتی به قله کوه رسیدند از آنجا به طرف دره های عمیق پایین کوه پرتابشان می کنند. امام صادق (ع) هم فرموده که : « صعود ٬کوهی است زرد رنگ از آتش در وسط جهنم.»۲
۱) مدثر / ۱۷ . ۲) کفایه ٬ مبحث نار |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 23:12 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:5 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 11:23 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 11:21 توسط محمد |
|
|
پیامبر اسلام (ص) در سفر عظیم آسمانی معراج با همسفر گرامی خود جبرئیل از بهشت و جهنم دیدن کرده ٬ انواع نعمتهای درخشان بهشت را از نزدیک دیدند ٬ شعله های وحشت آور و عذابهای گوناگون دوزخ را نیز مشاهده کردند. دیدار به پایان رسید ٬ آنگاه عزم مراجعت نموده و آنجا را به قصد خروج ترک کردند. هنگام مراجعت ٬ جبرئیل از رسول خدا (ص) پرسید : آیا آنچه که بر روی درهای بهشت و جهنم نوشته شده بود ٬ خواندی یا نه ؟ حضرت فرمود : نه نخواندم. باید برگردیم و با هم آن نوشته ها را بخوانیم. به این ترتیب ابتدا از درهای بهشت دیدن کردیم و سپس به دیدار نوشته های درهای جهنم رفتیم و دیدیم سخنانی روی درهای هفتگانه دوزخ به این ترتیب نوشته شده است :
در درب اول - کسی که می خواهد در روز قیامت برهنه نباشد ٬ در دنیا برهنگان را بپوشاند. کسی که می خواهد در روز قیامت تشنه نباشد تشنگان را در دنیا سیراب کند و کسی که می خواهد در روز قیامت گرسنه نباشد ٬ گرسنگان را در دنیا طعام دهد. در درب دوم - آن کس که امیدوار به خدا بود سعادتمند است. آن کس که از خدا ترسید از حوادث محفوظ و ایمن است. آن کس که به غیر خدا امیدوار است و از غیر خدا می ترسد٬ هلاکت و غرور او را گرفته است . در درب سوم - سه طایفه مورد لعن خداوند هستند : ۱-دروغگویان . ۲-بخیلان. ۳-ستمگران. در درب چهارم - آن کس که به اسلام اهانت می کند خدا او را ذلیل و خوار کند . آن کس که به خاندان جلیل پیامبر (ص) توهین کند ٬ خدا او را ذلیل و خوار نماید. آن کس که ستمکار را در ستم او بر دیگران کمک کند ٬ خدا او را ذلیل نماید. در درب پنجم - پیروی از هوا و هوس نکن ٬ چون هوا و هوس در برابر ایمان است. گفتار بی مورد و سخنان زیادی که سود بخش نیست نگو ٬ تا از نظر خداوند نیفتی. یاور ظالم نباش ٬ زیرا بهشت برای ستمگران آفریده نشده است. در درب ششم - من بر انسانهایی که در راه کسب معاش و سعادت و آبروی خود ٬ تلاش و کوشش می کنند حرام هستم. من به آنهایی که کمک به امور خیریه می کنند و احسان و انفاق می نمایند حرام هستم . من به آنهایی که روزه می گیرند حرام هستم. در درب هفتم - پیش از آنکه خداوند به حساب شما رسیدگی کند ٬ به حساب خودتان برسید. پیش از آنکه خداوند شما را سرزنش کند ٬ خود را سرزنش کنید. پیش از آنکه شما را به محکمه عدل الهی رهنمون سازند خدا را همواره بخوانید که پس از آن قادر به این کار نخواهید بود .۱
۱) بحار ٬ ج۸ ٬ ص ۱۴۵ ٬ به نقل از روضه کافی . |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 10:48 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
روزه و ماه رمضان عذابــــــهای جهنـــــم قبــــــــــر عجایب و معجزات پیامبر اکرم (ص) مـعـجـزات امــامــان معصوم (ع) بهشــــــت و نعمتهای آن |
| امکانات |
|
|
| RSS |
RSS |