![]() |
||
|
ا
ولادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدااله الحسین (ع) و همچنین ولادت علمدار کربلا حضزت عباس (ع) را به تمام عاشقان آن دو تبریک عرض می کنم. روزی حضرت سلیمان (ع) بر بساط خود نشسته بود و در حال حرکت در هوا بود . از قضا عبورش بر روی زمین کربلا افتاد. ناگهان طوفان شدیدی سه مرتبه بساط او را چرخاند و به زمین فرودش آورد .چون اختیار باد و طوفان در اختیار حضرت سلیمان (ع) بود ٬ آن حضرت باد را مورد سرزنش قرار داد و دلیل این کارش را پرسید. در این هنگام باد به اذن خداوند متعال شروع به خواندن مصیبت امام حسی (ع) کرد و گفت : ای پیامبر خدا ! شهادتگاه حسین (ع) در این سرزمین است.۱ ۱) بحارالانوار٬ج۴۴ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 23:15 توسط محمد |
|
|
شهادت حضرت امام حسن (ع) را بر تمامی شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم.
می گویند : جمعی از اصحاب حضرت امیرالمومنین (ع) بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام حسن (ع) آمدند و گفتند : « برای ما ظاهر کن از آن عجایبی که پدرت به ما نشان می داد .» ۱) بحار الانوار - ج۴۳ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 12:57 توسط محمد |
|
|
بسم رب الحسین(ع) با عرض پوزش که دیر به روز کردم در هنگامی که واقعه جان سوز کربلا در حال وقوع بود ٬ زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر العلم ٬ برای خود مجلس عروسی مهیا کرده بود و بزرگان طایفه جن را دعوت نموده و خودش بر تخت شادی و عیش نشسته بود . در همین هنگام متوجه شد از زیر تختش صدای گریه و زاری می آید. ۱) شرح زیارت عاشورا نقل از ریاض القدس |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 12:47 توسط محمد |
|
|
امام صادق (ع) می فرماید :«در آن هنگامی که امام حسین (ع) شهید شد لشگریان ٬ شخصی را دیدیند که به شدت فریاد می کشد . گفتند : ای مرد بس کن ! این همه ناله و فریاد برای چیست ؟
او گفت : چگونه فریاد نزنم در حالی که رسول خدا (ص) را می بینم که ایستاده است و گاهی نظر بسوی آسمان می کند و زمانی بسوی میدان جنگ شما نظاره می فرماید . از این می ترسم که خدا را بخواند و نفرین کرده و تمام اهل زمین را هلاک نماید و من هم در میان ایشان هلاک شوم . بعضی از افراد لشگر با هم گفتند : این مرد دیوانه است و سخن سفیهانه ای می گوید. گروهی دیگر که به توابین نامیده شدند از این کلام متنبه شدندو گفتند : به خدا قسم که ستمی بزرگ به خود کردیم و به خاطر خوشنودی پسر سمیه ٬ سید جوانان اهل بهشت را کشتیم . پس همان جا توبه کردند و بر علیه ابن زیاد خروج نمودند. » به امام صادق عرض شد : « آن صیحه زننده چه کسی بود ؟ » حضرت فرمودند : « ما او را کسی جزء جبرئیل نمی دانیم و اگر خداوند به او اجازه فرموده بود در میان آنان صیحه ای می زد که از آن صیحه ٬ روح آنها از بدنهایشان خارج می شد و وارد آتش جهنم می شدند ولی خداوند برای اینکه آنها بر گناهشان بیفزایند و عذابشان بیشتر شود به آنان مهلت داد . »۱ ۱) منتهی الآمال - بحار الانوار ج ۴۵ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 21:44 توسط محمد |
|
|
نگامی که حضرت امام حسین (ع) متولد شد ٬ حضرت رسول (ص) به اسماء فرمود : « ای اسماء ! فرزند مرا بیاور . »
اسماء می گوید : « آن حضرت را در جامعه ی سفیدی پیچیده و به خدمت پیامبر (ص) بردم . حضرت او را گرفت و در دامن خود گذاشت و در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه گفت . » سپس جبرئیل نازل شد و گفت : « حق تعالی به تو سلام می رساند و می فرماید : چون علی (ع) نسبت به تو منزله ی هارون نسبت به موسی است پس او را به اسم پسر کوچک هارون یعنی «شبیر» نام بگذار و چون لغت تو عربی است او را حسین بنام . »۱ ۱) منتهی الآمال |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 20:29 توسط محمد |
|
|
دوستان عزیز همراه با ولادت امام رضا (ع) بخش جدیدی را به نام معجزات امامان معصوم (ع) به وبلاگ اضافه کرده ام امیدوارم خوشتان بیاید.
سلیمان جعفری می گوید: در داخل باغی در خدمت حضرت امام رضا (ع) بودم ٬ ناگهان در مقابل آن حضرت گنجشکی بر زمین نشست و شروع به صیحه زدن و اضطراب نمود کرد. ۱) کشف الغمه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 16:16 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
روزه و ماه رمضان عذابــــــهای جهنـــــم قبــــــــــر عجایب و معجزات پیامبر اکرم (ص) مـعـجـزات امــامــان معصوم (ع) بهشــــــت و نعمتهای آن |
| امکانات |
|
|
| RSS |
RSS |