![]() |
||
|
امام صادق (ع) می فرماید :«در آن هنگامی که امام حسین (ع) شهید شد لشگریان ٬ شخصی را دیدیند که به شدت فریاد می کشد . گفتند : ای مرد بس کن ! این همه ناله و فریاد برای چیست ؟
او گفت : چگونه فریاد نزنم در حالی که رسول خدا (ص) را می بینم که ایستاده است و گاهی نظر بسوی آسمان می کند و زمانی بسوی میدان جنگ شما نظاره می فرماید . از این می ترسم که خدا را بخواند و نفرین کرده و تمام اهل زمین را هلاک نماید و من هم در میان ایشان هلاک شوم . بعضی از افراد لشگر با هم گفتند : این مرد دیوانه است و سخن سفیهانه ای می گوید. گروهی دیگر که به توابین نامیده شدند از این کلام متنبه شدندو گفتند : به خدا قسم که ستمی بزرگ به خود کردیم و به خاطر خوشنودی پسر سمیه ٬ سید جوانان اهل بهشت را کشتیم . پس همان جا توبه کردند و بر علیه ابن زیاد خروج نمودند. » به امام صادق عرض شد : « آن صیحه زننده چه کسی بود ؟ » حضرت فرمودند : « ما او را کسی جزء جبرئیل نمی دانیم و اگر خداوند به او اجازه فرموده بود در میان آنان صیحه ای می زد که از آن صیحه ٬ روح آنها از بدنهایشان خارج می شد و وارد آتش جهنم می شدند ولی خداوند برای اینکه آنها بر گناهشان بیفزایند و عذابشان بیشتر شود به آنان مهلت داد . »۱ ۱) منتهی الآمال - بحار الانوار ج ۴۵ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 21:44 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
روزه و ماه رمضان عذابــــــهای جهنـــــم قبــــــــــر عجایب و معجزات پیامبر اکرم (ص) مـعـجـزات امــامــان معصوم (ع) بهشــــــت و نعمتهای آن |
| امکانات |
|
|
| RSS |
RSS |